تبليغاتX
******* عشق ابدی *******
******* عشق ابدی *******
صفحه نخست
ایمیل مدیر
******* عشق ابدی *******

 

ایام فاطمیه و شهادت حضرت فاطمه را به تمام شیعیان جهان تسلیت عرض می نماییم.

 

 

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا 

 

شخصيت‏حضرت زهرا را با اين بحث كوتاه نمى‏توان معرفى كرد و آنچه در اينجا آورده مى‏شود، قطره‏اى از درياى فضيلت آن صديقه شهيده است.

شخصيت اسلامى از دو راه يافت مى‏شود: از راه نسب و از راه حسب و فضايل نفسانى. شخصيت نسبى كه اسلام آن را پذيرفته است، تحت تاثير عوامل مختلفى است: قانون وراثت، تغذيه از راه مشروع، تاثير محيط، تاثير همسر و رفيق، اولاد صالح و غيره در تشكيل چنين شخصيتى نقش دارند. زهرا سلام الله عليها از نظر قانون وراثت، پدرى چون رسول گرامى دارد كه به گفته سعدى همه مراتب انسانيت را به كمالاتش پيموده است. همه تاريكى‏ها به جمالش روشن شده است و همه صفات او در انتهاى خوبى است:

بلغ العلى بكماله كشف الدجى بجماله حسنت جميع خصاله صلوا عليه و آله

مادرى چون خديجه دارد كه بايد گفت اسلام مرهون زحمات آن بزرگوار است. مادرى كه سه سال، مسلمانان محصور در شعب ابى طالب را اداره كرد و همه اموال خود را در اين راه خرج كرد. مادرى كه چندين سال در مكه با آن مصيبتهاى كمر شكن ساخت، و دوش بدوش رسول اكرم، اسلام را يارى فرمود و در اين راه سنگها به بدن مباركش فرود آمد، بى حرمتيها به او وارد شد، شماتتها در اين راه ديد و هرچه اين اتفاقات بيشتر مى‏شد، صبر و استقامت او زيادتر مى‏گشت.

و اما از نظر قانون تاثير غذا: مورخين نوشته‏اند كه وقتى اراده حق تعالى به خلقت زهرا سلام الله عليها تعلق گرفت، پيامبر گرامى مامور شد كه چهل شبانه روز در كوه حرا به رياضت دينى پردازد.

حضرت خديجه در خانه خود، از مردم گوشه گرفته و به عبادت مشغول بود و پيامبر گرامى در كوه حرا، پس از آن مدت فرمان آمد كه پيامبر به خانه بازگردد. از عالم ملكوت براى آنان غذا آوردند. سپس نور زهرا به حضرت خديجه منتقل شد.

از نظر تاثير محيط، زهرا علاوه بر آنكه در دامن مادرى فداكار، با گذشت و با استقامت، و در دامن پدرى چون پيامبر گرامى پرورش يافت، محيط زندگى او محيط پر تلاطمى بود. مكه با آن مصيبتها و حوادث ناگوار، محيط پرورش او بود. در شعب ابى طالب با آن حوادثى زندگى كرد كه اميرالمومنين در نهج البلاغه آنجا را براى معاويه چنين توصيف مى‏كند: «شما ما را سه سال در ميان آفتاب زندانى كرديد، به طورى كه بچه‏هاى ما از گرسنگى و تشنگى مردند، بزرگان ما پوست گذاردند، صداى آه و ناله زنها و بچه‏ها بلند بود...» روشن است‏بچه‏اى كه در اين چنين محيطى پرورش يابد; مخصوصا اگر مربى‏اى چون پيامبر گرامى داشته باشد، استقامت او، صبر او و سعه صدر او زياد خواهد بود:

ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست عاشقى شيوه رندان بلاكش باشد

زهرا سلام الله عليها از نظر همسر و مصاحب، و از نظر اولاد صالح نيز، فوق العاده است. شوهرى چون اميرالمومنين دارد كه بيش از سيصد آيه از قرآن شريف درباره او نازل شده.

شوهرى كه از نظر تاريخ، قطعى است كه اسلام مرهون او است. شوهرى كه به اقرار خود اهل تسنن، عمر بيش از هفتاد مرتبه در مواقع مختلفه گفته: لولا على لهلك عمر.

فرزندانى چون حسن، حسين، زينب و كلثوم دارد كه اگر نبودند، قطعا اسلام نبود و به گفته امام حسين و على الاسلام السلام زهرا از نظر فرزند، ام الائمه است، سر مستودع است، مادر عصاره عالم خلقت، حضرت بقية الله عجل الله تعالى فرجه الشريف است.

و اما از نظر فضايل انسانيت، چه مى‏توان گفت در حق كسى كه پيامبر گرامى (ص) كرارا درباره‏اش فرموده است: ان الله اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نساء العالمين.

همانا خداوند تو را برگزيده و پاكيزه و معصوم گردانيده و تو را بر همه زنها رجحان داده است.

اگر براى فضيلت زهرا چيزى جز سوره كوثر نبود، زهرا را بس بود كه بگويد نزد خداوند افضل و برتر از عالميانم.

انا اعطيناك الكوثر فصل لربك و انحر ان شانئك هو الابتر.

همانا كوثر را بر تو ارزانى داشتيم، پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن، به درستى كه بدخواه تو دنباله بريده است.

زهرا از نظر ايمان، راضيه و مرضيه است:

«يا ايتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضية مرضية فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتي‏».

«اى نفس مطمئنه! – كه به مقام شهود رسيده‏اى – بيا به سوى پروردگارت خشنود شده، و داخل در زمره بندگان من شو و داخل شو در بهشت من.» ما بايد بدانيم كه القاب چهارده معصوم، كنيه‏هاى آنان و اسماء آنان بى سبب نيست. همه آنها سر دارد. معنى ندارد زهرا، صديقه; زكيه; طاهره; محدثه و ... نباشد و به اين‏گونه لقبها متصف شود. اگر جبرئيل نيايد و با او محادثه نكند و به او محدثه بگويند، دروغ است: تعالى الله عما يقول غير العارفين فى حقهم، و معنى ندارد كسى محدثه باشد و ايمانش به مرتبه شهود نرسيده باشد.
زهرا از نظر علم داراى مصحف است.

از نظر روايات، كتابهايى نزد ائمه طاهرين است كه از جمله آن كتابها مصحف فاطمه سلام الله عليها است.

اين كتاب را ائمه به آن افتخار مى‏كرده‏اند و مى‏گفتند: علم ما كان و يكون و ما هو كائن در آن است; و به خط اميرالمؤمنين و املاى حضرت زهرا سلام الله عليهما مى‏باشد.

زهرا از نظر زهد شبى كه زهرا به خانه اميرالمومنين مى‏رفت، اميرالمومنين فرش خانه‏اش را از شن تهيه كرد و رسول اكرم جهازيه‏اى براى زهرا سلام الله عليها تهيه فرمود كه همه آن جهازيه شصت و سه درهم مى‏شد.

جهازيه عبارت بود از:

۱- عبا ۲- مقنعه ۳- پيراهن ۴- حصير ۵- پرده ۶- لحاف ۷- دستك ۸- بالش ۹- آفتابه ۱۰- آب خورى ۱۱- كوزه ۱۲- كاسه ۱۳- آسياى دستى ۱۴- مشك آب ۱۵- حوله ۱۶- پوست گوسفند.

پيامبر گرامى چون جهازيه را ديد از چشمهاى مباركش اشك جارى شد و فرمود: «خدايا اين جهازيه را كه غالب آن از گل است مبارك كن!» زهرا به خانه شوهر مى‏رود و در وسط راه پيراهنى را كه از جمله جهازيه او است، به فقير مى‏دهد و با همان پيراهن كهنه‏اى كه داشت‏به خانه اميرالمؤمنين رهسپار مى‏شود.

شب عروسى پايان گرفت و صبح، پيامبر گرامى به ديدن زهرا آمد و هديه آورد. هديه پيامبر گرامى اين بود: على فاطمة خدمت ما دون الباب و على على خدمت ما خلفه.

كارهاى داخل خانه براى فاطمه است و كارهاى خارج از خانه براى على.

زهرا از اين هديه، ازاين تقسيم كار به قدرى خشنود شد كه فرمود:

ما يعلم الا الله ما داخلنى من السرور

جز خداوند كسى نمى‏داند كه از اين تقسيم كار چقدر خشنودم.

تسبيح حضرت زهرا سلام الله عليها بسيار با فضيلت است. امام صادق عليه السلام فرموده:

«تسبيح جده‏ام زهرا سلام الله عليها نزد من از هزار ركعت نماز بهتر است‏» .

مى‏گويند: زهرا براى كمك، خادمه‏اى لازم داشت و گرفتن خادم و خادمه در آن زمان رايج و بلكه لازم بود. چون زهرا سلام الله عليها بر رسول الله وارد شد قبل از آنكه در اين مورد چيزى بگويد، پيامبر فرمود: زهرا جان مى‏خواهى چيزى به تو ياد دهم كه بهتر از دنيا و آنچه در آن است‏باشد؟ و تسبيح مشهور را به او ياد داد.

زهرا سلام الله عليها با خوشحالى تمام به خانه بازگشت و به اميرالمومنين عرض كرد با دعايى كه از پدرم صلوات الله عليه گرفته‏ام، خير دنيا نصيب من شده است.
سخاوت و ايثار زهرا

مفسرين شيعه و سنى اتفاق دارند كه روزى زهرا سلام الله عليها با اطرافيانش روزه بودند. در هنگام افطار فقيرى رسيد و از آنها چيزى خواست. زهرا، شوهرش، بچه‏هايش و خادمه‏اش افطار خود را به آن گدا دادند. زهرا براى افطار روز بعد نانى تهيه كرد. يتيمى آمد، زهرا نان را به يتيم داد در مرتبه سوم نانى تهيه نمود اسيرى آمد و افطار خود را به او داد و بالاخره هر سه شب را بدون افطار صبح كرد و آيه شريفه نازل شد «و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا. انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاءا و لا شكورا!» «و اطعام كردند طعامى را كه دوست داشتند به مسكين و يتيم و اسير جز اين نيست كه اين كار را فقط براى خدا مى‏كنيم و از شما جز او سپاسى نمى‏خواهيم‏» .
در خاتمه به تفسير كنيه و اسم ايشان مى‏پردازيم.

براى القاب زهرا، تفسيرها، تاويلها و گفتگوها چندان است كه در اين نوشته مجال بازگو كردن همه آن نيست فقط به طور فشرده به تفسير كنيه و اسم ايشان مى‏پردازيم.

زهرا را ام ابيها گفته‏اند و اين كنيه را كه افتخارى بر آن حضرت است، پيامبر گرامى به ايشان داده است.

ام ابيها به معناى «مادر پدرش‏» ; يعنى زهرا مادر پدر خويش است. اين كنيه معانى مختلفى دارد اما بهترين معنى همان است كه پيامبر (ص) به اين كنيه داد يعنى: «زهرا علت غايى جهان هستى است.» و اگر كسى ادعا كند كه واسطه فيض عالم هستى نيز هست، ادعاى او بدون دليل به گزاف نيست.

واما فاطمه، فاطمه را فاطمه گفته‏اند و اين تسميه اسرارى دارد و همه آن اسرار از روايات بهره‏مند است:

۱- سميت فاطمة فاطمة لانها فطمت من الشر

فاطمه، فاطمه ناميده شده است; چرا كه از شر بريده و جدا است.

اين جمله اشاره به عصمت زهرا سلام الله عليها است; زيرا مسلما معصومه است و آيه «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا» درباره او است.

۲- سميت فاطمة لانها فطمت عن الطمث.

فاطمه را فاطمه گويد زيرا بريده است از خونى كه زنها مى‏بينند. اين تفسير اشاره به طهارت ظاهرى زهرا سلام الله عليها است; زيرا از نظر روايات، چنانچه زهرا مطهره بود از نظر معنى، طاهره بود از خون حيض، نفاس و استحاضه.

۳- سميت فاطمة فاطمة لانها فطمت عن الخلق فاطمه را فاطمه گفتند، براى اينكه بريده شده بود از خلق.

اين تفسير اشاره به مقام فنا و لقاى زهراى مرضيه است. كسى كه در دل او هيچ كس جز خدا نبود دل او فقط مشغول به خدا است.

۴- سميت فاطمة فاطمة لان الخلق فطموا عن كنه معرفتها.

فاطمه، فاطمه نام گرفت; زيرا مردم از معرفت او بريده شده‏اند و قدرت بر شناخت‏حقيقت او ندارند و اين تفسير اشاره به همان مقامى دارد كه به واسطه آن مقام ام ابيها ناميده شده است.

۵- سميت فاطمة فاطمة لانها فطمت هى و شيعتها عن النار.

فاطمه را فاطمه گفتند; چون شيعيان خود را از آتش مى‏رهاند و نجات مى‏دهد. اين تفسير اشاره به شفاعت اوست.

۶- سميت فاطمة فاطمة لان اعدائها فطموا عن حبها

فاطمه را فاطمه گفتند، چون دشمنان او بريده مى‏شوند ازمحبت او، و روشن است كه كسى كه محبت اهل بيت را ندارد به رو در آتش انداخته مى‏شود.

در حق فاطمه چه توان گفت كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و اله و سلم چون بر زهرا سلام الله عليها وارد مى‏شد يا زهرا سلام الله عليها بر او وارد مى‏شد، چهره زهرا سلام الله عليها و دست زهرا سلام الله عليها را مى‏بوسيد و او را استقبال مى‏كرد و به جاى خود مى‏نشانيد.

و مى‏فرمود: من بوى بهشت را از سينه زهرا استشمام مى‏كنم، ولى همين زهرا سلام الله عليها به قدرى براى ديگران متواضع است كه وقتى اميرالمؤمنين عليه السلام از او اجاره مى‏خواهد كه كسانى بر خانه زهرا سلام الله عليها وارد شوند، زهرا با آنكه ازاين ملاقات سخت‏بيزار است; اما چون على عليه السلام مى‏خواهد آن بانوى متواضع درمقابل شوهر مى‏گويد: خانه، خانه تو و من هم كنيز تو هستم.

زنى مى‏آيد و از زهرا سلام الله عليها مساله‏اى سوال مى‏كند اما چون بيمارى فراموشى دارد، ده بار برمى‏گردد و مساله را سوال مى‏كند در بار دهم از زهرا سلام الله عليها عذر خواهى مى‏كند و زهرا در جواب مى‏فرمايد: «در هر بار، پروردگار عالم به من پاداشهاى زيادى عنايت مى‏كند پس تكرار سوال تو عذر ندارد» .

زهرا سلام الله عليها وقتى پدر بزرگوارش فضه خادمه را به او داد به دستور پدر كارهاى خانه را قسمت كرد: يك روز زهرا سلام الله عليها كارها را انجام مى‏داد و روز ديگر نوبت فضه بود.

نبايد فراموش شود و بانوان بايد بدانند كه زهرا سلام الله عليها و همه اهل بيت عليهم السلام سرمشق زندگى ما هستند، همه بايد از پيامبر گرامى و خاندان او سرمشق بگيرند.

قرآن چنين دستور مى‏دهد:

لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة لمن كان يرجوا الله و اليوم الاخر...

به تحقيق كه رسول خدا سرمشق است‏براى كسانى كه اميد به خدا و روز جزا دارند.

ما اگر سعادت دو جهان را بخواهيم بايد پيرو رسول اكرم و اهل بيت گرامى او باشيم. بانوان اسلامى وقتى به سعادت مى‏رسند كه در عفت، ايثار، فداكارى، مردم دارى، شوهر دارى، خانه دارى وتربيت اولاد، پيرو زهرا سلام الله عليها باشند.

صاحب وسايل الشيعه در جلد دوم وسايل قضيه‏اى از زهرا سلام الله عليها نقل مى‏كند كه همه مخصوصا بانوان اسلامى بايد به آن توجه داشته باشند.

مضمون همه روايات چنين است: «فضه خادمه در روزهاى آخر عمر زهرا، سلام الله عليها او را مهموم و مغموم يافت. علت را پرسيد زهرا گفت: «چون جنازه مرا بلند مى‏كنند حجم بدن من نمايان است و نامحرم حجم بدن مرا مى‏بيند.» فضه مى‏گويد شكل عمارى را براى زهرا رسم كردم و گفتم: در عجم رسم است افراد باشخصيت را در عمارى مى‏گذارند. زهرا شاد شد، تبسم نمود و وصيت كرد كه جنازه او را در عمارى بگذارند.

همه مى‏دانيم كه وصيت مؤكد كرد كه اميرالمؤمنين عليه السلام او را شب غسل دهد و كفن و دفن كند و كسى را هم خبر نكند.

نوشته شده توسط مصطفی&سعیده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387

 

آشنای راستینم

 


پذیرا باش این دل شکسته را که سالهاست راه غم پیموده


میدانم که با آمدن یا نیامدنم به سویت تو بازهم از گنجینه ی سخاوت بی نهایتت مرا موهبت باران میکنی


اما چگونه میتوانم خود را از این عطش که از تو دارم سیراب شوم؟


 

آیا راهی هست که مرا در اوج خواستن هایم از درگاهت مرا به آرزو برسانی؟

 

 

<br/><a href="http://i31.tinypic.com/23rjwqq.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

مگر من به غیر تو می شناسم؟


مگر به منزلی جز خانه تو راه می برم؟


مگر دل به معشوق دیگری داده ام؟


مگر پیشانی بر خاک دیگری ساییده ام؟



مگر در هجران دیگری سوخته ام؟



که امید به غیر تو داشته باشم؟

 
مگر جز تو تمامت خوبیست و مگر نه تمامی خیر به دست توست؟


چگونه در آرزوی غیر تو باشم و آفرینش و فرمان به دست تو باشد؟

 

برگرفته از دعای خمس عشر

 

<br/><a href="http://i25.tinypic.com/mbs946.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>                                  <br/><a href="http://i25.tinypic.com/mbs946.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>                                 <br/><a href="http://i25.tinypic.com/mbs946.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

خدا در آثار کازانتزاکیس


کازانتزاکیس مشهورترین نویسنده مدرن یونان است که امسال یعنی سال 2007 با

پنجاهمین سال مرگ او مصادف است او خالق آثار مکتوب نایابی همچون زوربای

یونانی، مسیح باز مصلوب، سرگشته راه حق وآزادی یا مرگ بوده است


پائولو کوئیلو روایتی زیبا از کازانتزاکیس دارد که کازانتزاکیس تعریف می کند در کودکی

پیله کرم ابریشمی را روی درختی می یابد درست در زمانی که پروانه خود را آماده

می کند تا از پیله خارج شود کمی منتظر می ماند اما چون خروج پروانه طول می

کشد تصمیم می گیرد با حرارت دهانش به این فرایند شتاب ببخشد با این حرارت

پروانه خروج را آغاز می کند اما بالهایش بسته اند و کمی بعد می میرد کازانتزاکیس

می گوید


بلوغی صبورانه با یاری خورشید لازم بود اما من انتظار کشیدن نمی دانستم.آن جنازه

 کوچک تا به امروز یکی از سنگین ترین بارها روی وجدانم بوده اما همان جنازه باعث

شد تا بفهمم که فقط یک گناه کبیره حقیقی وجود دارد؛ و آن این است

فشار آوردن بر قوانین بزرگ کیهان  

بردباری لازم است و نیز انتظار زمان موعود کشیدن و بااعتماد راهی را دنبال کردن که

 خداوند برای زندگی ما برگزیده است

 


               Image hosting by TinyPic                Image hosting by TinyPic                  Image hosting by TinyPic                   Image hosting by TinyPic

 

جملاتی زیبا از«خدا» در آثار او

 

*ملکوت آسمان همینجاست، در همین زمین....ابدیت همین جاست. هر لحظه، هرلحظه که سپری می شود ابدیت است.(مسیح باز مصلوب)

 

 

*هیچ چیز ساده تر از خدا نیست. برای لبهای انسان هیچ چیز مناسب تر و عطش زاتر از نام و یاد خدا نیست.(سرگشته راه حق)

 

 

*دو راه به آغوش خدا منتهی می شود؛  یکی راه عقل و دیگری راه دل.(سرگشته راه حق)

 

 

*هنگامی انسان به خدا معتقد باشد، در نگاه او نه چوب گنگ و بی صداست و نه درد بی تسکین و هیچ روزی از زندگی او بی معجزه نیست.(مسیح باز مصلوب)

 

 

*خوشا به حال کسانی که به خدا ایمان می آورند بی آنکه درخواست معجزه کنند.( مسیح باز مصلوب)

 

 

*مردم هنگامی به لبه پرتگاه می رسند، ناگهان چشمشان به او می افتد؛ آنوقت دست دراز می کنند و ردای او را می چسبند.(برادر کشی)

 

 

*دنیا سراسر راز است و کارهای خدا با فکر کوته بشر پیچیده و عجیب می نماید.(گزارش به خاک یونان)

 

 

*خداوند هر لحظه جلوه می نماید؛ سعادتمند کسی است که بتواند او ر در هر شکل و لباسی بشناسد.(برادرکشی)

 

 

*اگر می خواهی خدا را پیدا کنی، او را جستجو نکن؛ اگر می خواهی او را ببینی، چشمهایت را ببند و اگر می خواهی صدایش را بشنوی گوشهایت را بگیر.( تجربه های معنوی)

 

 

*هر انسانی- حتی کم اعتقادترین انسانها-در اعماق قلبش خدا را نهفته است.(آزادی یا مرگ)

 

 

*خدایا اگر تو را به خاطر این دوست دارم که وارد بهشت شوم، فرشته ای شمشیر به دست بفرست تا درهای بهشت بر روی من ببندد و اگر تو را به این خاطر دوست دارم که از دوزخت هراسانم، مرا به دوزخت بینداز ولی اگر تو را برای خودت دوست دارم، آغوشت را بگشا و مرا بپذیر(سرگشته راه حق)

 

 

بر روی سنگ مزار او نوشته شده است: ((به امید چیزی نیستم، از چیزی نمی ترسم))

 

 

یـــــــــــــــــا حـــــــــــــــــــــق 

   

داستان دو فرشته

دو فرشته مسافر برای گذراندن شب در یک خانواده ثروتمند فرود آمدند. این خانواده رفتار نامناسبی داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه مجللشان راه ندادند بلکه زیرزمین سردخانه را در اختیار آنها گذاشتند فرشته پیر در دیوار زیرزمین شکافی دید و آن را تعمیر کرد. وقتی که فرشته جوان از او پرسید چرا چنین کاری کرده او پاسخ داد: همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند. شب بعد، این دو فرشته به منزل یک خانواده فقیر ولی بسیار مهمان نواز رفتند. بعد از خوردن غذایی مختصر زن و مرد فقیر رختخواب خود را در اختیار دو فرشته گذاشتند. صبح روز بعد، فرشتگان زن و مرد را گریان دیدند گاو آنها که تنها وسیله گذران زندگیشان بود در مزرعه مرده بود. فرشته جوان عصبانی شد و از فرشته پیر پرسید: چرا گذاشتی چنین اتفاقی بیفتد؟ خانواده قبلی همه چیز داشتند و با این حال تو کمکشان کردی اما این خانواده دارایی اندکی دارند تو گذاشتی که گاوشان هم بمیرد. فرشته پیر پاسخ داد: وقتی در زیرزمین آن خانواده ثروتمند بودیم دیدم که در شکاف دیوار کیسه ای طلا وجود دارد از آنجا که آنان بسیار حریص و بد دل بودند شکاف را بستم و طلاها را از دیدشان مخفی کردم دیشب وقتی در رختخواب زن و مرد فقیر خوابیده بودیم فرشته مرگ برای گرفتن جان زن فقیر آمد و من به جایش آن گاو را به او دادم. همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند و ما گاهی اوقات خیلی دیر به این نکته پی می بریم.

 

 یا صاحب الزمان

نوشته شده توسط مصطفی&سعیده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387


  • منوی سایت
  • صفحه نخست
  • پست الکترونيک
  • خانگي سازی
  • ذخيره كردن صفحه
  • اضافه به علاقه منديها

  • درباره وبلاگ
  • ما این وبلاگ را با یک هدف بنا نهادیم و آن ساده ترین و در عین حال زیباترین کلمه آفرینش است:
    «خدا»
    و دوست داریم این جمع هرچند کوچک دونفره مان را گسترش دهیم با دعوت از شما
    به میهمانی سفره ی پربرکت آسمانی
    پس دعوت مارا بپذیرید و بدانید که ما غریبه نیستیم ما فرزندان همین آب وخاکیم یعنی ایران عزیزمان و به زیبایی و درخشش تشیع در دنیای اسلام سرافرازیم
    یــــــــــــــــــاعـــــــــــــلــــی
  • آرشیو موضوعی
  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin


    Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

    Add to Technorati

    سرزمین آرزوها



    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2008-2010 © by onlylove4god.blogfa.com

    Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM